| آبی کبالت | آبی کبالت | نمایش انفرادی
طبقه دو
۱۷ مهر تا ۱ آبان
۱۴۰۵
آبی کبالت
بیانیه
آنچه در بالاست، در پایین نیز هست.
هر صعود، هبوطی در جایی دیگر میسازد؛ هر کمال، فسادی در نقطهای دیگر پنهان میکند.
هستی ایستا نیست. هیچچیز «هست» نمیماند؛ همهچیز در حال شدن است — دگرگونیای که نه در سطح، که در هسته رخ میدهد.
فلز، پیش از آنکه ابزار شود، در دل زمین صورتی دیگر داشت: بینام، بیجهت، بیسرنوشت. فلز به شکلی تازه بدل شد: ابزاری برای عبور از جاذبه، برای فتح افق، برای رسیدن به فراتر از خویش.
فتح آسمان، اصابت بر زمین است.
شب روشن است، روز تاریک.
هرگامی بهسوی روشنایی، در جایی دیگر — یا در همانجا — سایهای همقدِ خود میسازد.
آبی کبالت رنگ نیست؛ پارادوکس است.
لکهای جاری، که هرگز ساکن نمیماند. گاه رنگ آسمانیست که ابزار در پی فتحش بود؛ گاه کبودی زیر پوستِ کسیست که سر راه همان ابزار ایستاد.
یک منبع، دو تقدیر — چنانکه هر حرکتی در جهان مادی، آفرینش و ویرانی را توأمان در دل خود حمل میکند.
پرسش اینجاست: آیا میتوان کمالی را تصور کرد که ریشه در فساد جایی دیگر نداشته باشد؟
چنانکه در بالا، چنانکه در پایین.
تژاو 1405



